![]() |
![]() |
|
|
تقديم به نسيم "همدرد" نازنين درآنسوي آبها اي كاش چشم ها همه تنوير مي گرفت زين نسل گيج ما ، همه تصوير مي گرفت اي كاش قطره هاي ناب اشك مان در انقراض پلك ها ، همه تأخير مي گرفت اي كاش عاشقان خسته اي پائيز اين ديار در نوبهار عشق شان مي دلگير مي گرفت اي كاش سوسن و مرجان و ارغوان در حسن يار ما ، همه تحقير مي گرفت اي كاش خوابهاي كودكِ نازدانه و يتيم در صبح ساز نيك او ،همه تعبير مي گرفت اي كاش خاكهاي مخروبه اي سر زمين مان از تار پود جان من، همه تعمير مي گرفت اي كاش درد هاي ماندگار توده ها در برگ- برگ قلبها ، همه تحرير مي گرفت اي كاش بوي عطر دل انگيز هر پگاه در تارپود ميهنم ، همه تكثير مي گرفت اي كاش ازبك و هزاره و پشتون و تاجكان اندركوير قلب ها ، همه زنجير مي گرفت اي كـــاش واژه هـــاي غــــزل از" انيس " در عشق و مهر ميهنم،همه تخدير مي گرفت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:1 توسط آصف "انیس" |
|
|
کـــاش این جــا همه پر بـــرگ و بهــــاری می بــود ســـــار هـــــا از می گل مست و خــماری می بــود نـو جـوانان وطــن چـــون قـــاصدی ســرخ بــــهار کاش پیــــک سحــر و مـــژده ای یــــاری می بــود خــوبــرویــان هـــمه در خـــاک فـــروغلتید و رفـت کـــاش رویــا هایمان لبریز زان حسن نگاری می بـود ســـال تنــــبور و نـــی را بـــه خــــفا بــردنـــد کــاش ایـــن جــا دیگر آهنــگ دوتــاری می بـــود سال هــا کرکس بد زاد بر مـأمـن مـا خیمه زده است کـــاش آن جادو و سحـرش همه بی بــــاری می بود یــارب چـــه بنـالـــم زیــن هـمه جـــبر زمــان کـاش ایــن دیــو و ددان را هــمه بیماری مــی بــود پــیر و بــرنا و عـــروسان هـــمه آهنگ سفر بست کــاش آن مـــادر و کـــودک را یک سوگواری می بود ســال هــا تشنه و درمـــانـده بـــه پــا ایستادیــم کــاش دیــگر سخن از بــاده و در بـــاری می بـــود عصر شب است و خـنجر یــاران به گــلو داری "انیس" کـاش درد و طــــــنم تنــها ز اغــیاری مــی بـــود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 19:9 توسط آصف "انیس" |
|
|
به استقبال از سروده ای شاعر گرانمایه جمال آخوند زاده
خرم آن دم که مرا غرق سعادت کردی چشمه ای عشق به من باز عنایت کردی دلربا نرگس و نسرین همه در دامن داشت مگر ای دل! تو به یک بوسه قناعت کردی سحــری بود به هنگام وداع مه شب دل به این خانه سپردی و قضاوت کردی آخرین هدیه عشقم تقدیم لبهات کردم مگر ای یار!چرا؟باز شکایت کردی بنبشتم غزل از شاعرعرفان حافظ تو چو مطرب غزل خوان چی قرائت کردی بود فصل گل و بلبل ، همه در جوش وخروش لیک تو از آن پاییز ویرانه اطاعت کردی رفتی ودوری تو اندوه دیرین دارد چقدر زودبه هجر منی دیوانه رضایت کردی میرود سیل ز چشمم چو عقیق می ناب کین همه را تو زچشمات امانت کردی در فراق تو"انیس"مجنون دوران شده است دل ربـــــودی و در انجام خیانت کردی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:34 توسط آصف "انیس" |
|
|
اینک برای تاریخ افشار گریه می کنم با قلب داغ دیده و بیمار گریه می کنم ای مادران خفته و خاموش میهنم سوگند به نام تان که دل آزار گریه می کنم غربت هوای دلم را گرفته است بهر نجات توده در حصار گریه می کنم "بابا" تو شاهدی که چی کردند دیو ها زان جور کرکسان ستمگار گریه می کنم ساقی بیار باده ای سوگ نشسته را کز هوش رفته و خمار گریه می کنم "انیس" ز مرگ تاریخ بودای بامیان در معرکه نشسته و سوگوار گریه می کنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 15:47 توسط آصف "انیس" |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن یک پنجره برای من کافیست . . . یک پنجره به لحظه آگاهی و نگاه وسکوت فروغ فرخ زاد |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 تیر 1385 فروردین 1385 بهمن 1383 دی 1383 |
| وبلاگ های افغانســتان |
|
آرمان نیزار زندگی فـــردا در دری آریــایـی کابل ناتهـ محمد رضا عزیزه رفعت حبیب پیمان علی سینا گل نیلوفری پیک ســحر داوود حکیمی سخن معرفت سخیداد هاتــــف غزل امروزافغانستان غزل نــو"شریف سعیدی" مرکز اطلاعات افغانستان |
|
RSS
|